منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
پیوندهای روزانه
نویسندگان
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
نظرسنجی
کدام قسمت سایت رو بیشتر میپسندید؟ (برای اضافه کردن مطالب بیشتر)











آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

اگر در دلت مهر علی هست
نباید به غیر او دهی دست
به روی سر در جنت نوشته
فقط حیدر امیر المومنین است

سلام علیکم.
این وبلاگ کلیه مطالب فرهنگی و مذهبی و مورد نیاز شما رو در بر میگیرد.
شما می توانید موضوع مورد نظر خودتون رو در قسمت نظرات بگید تا مطلبشو براتون بگذاریم.
در ضمن نظر و شرکت در نظرسنجی یادتون نره.
لحظات خوبی رو براتون آرزو میکنیم.
راستی ما مایل با تبادل لینک با شما هستیم و میزان بازدیدتان برایمان مهم نیست.
پس از ثبت وبلاگ ما با نام "یا علـــــــ|ع|ـــــــی حیـــــــ|ع|ـــــــــدر مدد" نام وبلاگ/سایت خودتون را از طریق نظرات یا تماس با ما برای ما بفرستید.
راستی اگر کسی مطلبی داره و دوست داره، به ما خبر بده تا براش بذاریم تو وبلاگ.
التماس دعای خیر.....

یاعلی مدد

جستجو

مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
کاربردی
ابزاروبلاگ
Pichak go Up
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

ابر برچسب ها

عیادت

امام جواد علیه السلام ، وقتی خبر بیماری کسی را می شنید، به عیادتش می شتافت و از او دلجویی می کرد.

روزی امام جواد علیه السلام به عیادت یکی از یاران خود رفت. وقتی در بالین او نشست، متوجه شد بیمار گریه می کند. حضرت فرمود: «ای بنده خدا! آیا از مرگ می ترسی؟ اگر چرک و کثافات تو را فرا گرفته و موجب ناراحتی شود و جراحات و زخمهای پوستی در بدن به وجود آید و بدانی که شستشوی در حمام، همه ناراحتیها وامراض را از بین می برد، آیا دوست داری وارد حمام شده و بدنت را بشویی و از زخمها و آلودگیها پاک شوی؟»

بیمار مقداری آرام شد و رو به امام کرد و گفت: البته که دوست دارم. امام فرمودند: «مرگ برای مؤمن همانند حمامی است که انسان را از تمام رنج ها و سختیها رهانیده و به سوی شادکامی می برد». بیمار از کلام امام آرام گرفت و عافیت و نشاط پیدا کرده، نگرانی‌اش از بین رفت.

 

پرهیز از تجمل

غذای امام جواد علیه السلام همانند جد بزرگوارش امیرمؤمنان علیه السلام خیلی ساده و به دور از تشریفات بود. ایشان همانند تنگدستان جامعه غذا می خورد و با دیگران هم غذا می شد.

امام جواد علیه السلام از این که در کاخهای عباسیان به آسودگی و در رفاه زندگی کند و امور دینی شیعیان را به فراموشی بسپارد، راضی نبود و اگر شرایطی برای ترک اقامت در بغداد فراهم می شد، آن شهر را ترک می کرد.

یکی از یاران امام می گوید: در بغداد بر امام جواد علیه السلام وارد شدم و زندگی او را مشاهده نمودم. با خود گفتم: حال که امام به این زندگی مرفه رسیده، هرگز به مدینه باز نمی گردد. امام لحظه ای سر به زیر افکند و آن گاه سر برداشت. دیدم رنگ چهره امام از اندوه زرد شده است. حضرت رو به من کرد و فرمود:

"ای حسین! نان جوین و نمک نیمکوب در حرم رسول خدا صلی الله علیه و آله بهتر از این هاست. به همین دلیل امام در بغداد نماند و به همراه همسرش ام الفضل به مدینه بازگشت و تا سال 220 در مدینه بود".

امام جواد علیه السلام از این که در کاخهای عباسیان به آسودگی و در رفاه زندگی کند و امور دینی شیعیان را به فراموشی بسپارد، راضی نبود و اگر  شرایطی برای ترک اقامت در بغداد فراهم می شد، آن شهر را ترک می کرد

هدیه دادن

امام جواد علیه السلام

هدیه دادن از آداب و رسوم زیبایی است که در اسلام نیز به آن سفارش شده و باعث ایجاد دوستی و از بین رفتن کینه و کدورت می شود.

امامان معصوم نیز برای خشنود کردن دیگران، به آنان هدیه می دادند. هنگامی که امام جواد علیه السلام از مدینه عازم عراق شد، خانواده خود را مورد لطف و مهربانی قرار داد. حضرت فرزند عزیزش امام هادی علیه السلام را روی زانوهای خود نشاند و فرمود: فرزندم! چه چیزی دوست داری تا از عراق برایت هدیه بیاورم؟.

امام هادی علیه السلام فرمودند: دوست دارم برایم شمشیری برّان بیاوری. حضرت فرزند دیگرش موسی مبرقع را نیز مورد خطاب قرار داد و فرمود: تو چه می خواهی تا هنگام برگشتن برایت هدیه بیاورم. او جواب داد من دوست دارم برایم اسبی بیاوری.

 

نهی از منکر

در مجلس مأمون عباسی، شخصی آوازخوان و تار زن به نام «مُخارق» بود که ریش بلندی داشت. مأمون عباسی از او خواست تا کاری کند امام جواد علیه السلام از حالت معنوی بیرون آمده، قلب او به امور دنیا سرگرم شود.

مخارق در مقابل امام جواد علیه السلام نشست و شروع به آواز خوانی کرد. اهل مجلس اطراف او را گرفتند، ولی امام نهم توجهی نکرد.

وقتی حضرت مشاهده نمود که آوازخوان از کار زشت خود دست برنمی دارد، فریادی کشید و فرمود: ای ریش بلند! از خدا بترس. مخارق از فریاد امام چنان وحشت زده شد که ساز و تار از دستش افتاد، دستش فلج شد و تا آخر عمر هم بهبودی نیافت.

مأمون او را طلبید و ماجرا را پرسید. او گفت: هنگامی که امام جواد علیه السلام بر سرم فریاد کشید، آن چنان وحشت زده شدم که هنوز هم ترس و وحشت تمام وجودم را فرا گرفته است.

 

پدید آورنده : قاسم جلیلی؛ گلبرگ؛ ش65

تنظیم: عرفان رجبی



مناظره با یحیی بن اکثم1

وقتی مأمون از طوس به بغداد آمد، نامه ای برای حضرت جواد - علیه السلام- فرستاد و امام را به بغداد دعوت کرد. البته این دعوت نیز مثل دعوت امام رضا به طوس، دعوت ظاهری و در واقع سفر اجباری بود.

حضرت پذیرفت و بعد از چند روز که وارد بغداد شد، مأمون او را به کاخ خود دعوت کرد و پیشنهاد تزویج دختر خود ام الفضل را به ایشان کرد.

امام در برابر پیشنهاد او سکوت کرد. مأمون این سکوت را نشانه رضایت حضرت شمرد و تصمیم گرفت مقدمات این امر را فراهم سازد.

او در نظر داشت مجلس جشنی تشکیل دهد، ولی انتشار این خبر در بین بنی عباس انفجاری به وجود آورد: بنی عباس اجتماع کردند و با لحن اعتراض آمیزی به مأمون گفتند: این چه برنامه ای است؟

اکنون که علی بن موسی از دنیا رفته و خلافت به عباسیان رسیده باز می خواهی خلافت را به آل علی برگردانی؟! بدان که ما نخواهیم گذاشت این کار صورت بگیرد، آیا عداوتهای چند ساله بین ما را فراموش کرده ای؟!

مأمون پرسید: نظر شما چیست؟

گفتند: این جوان خردسال است و از علم و دانش بهره ای ندارد.

مأمون گفت: شما این خاندان را نمی شناسید، کوچک و بزرگ اینها بهره عظیمی از علم و دانش دارند و چنانچه سخن من مورد قبول شما نیست او را بیازمایید و مرد دانشمندی را که خود قبول دارید بیاورید تا با این جوان بحث کند و صدق گفتار من روشن گردد.

عباسیان از میان دانشمندان، یحیی بن اکثم را (به دلیل شهرت علمی وی) انتخاب کردند و مأمون جلسه ای برای سنجش میزان علم و آگاهی امام جواد علیه السلام ترتیب داد. در آن مجلس یحیی رو به مأمون کرد و گفت: اجازه می دهی سؤالی از این جوان بنمایم؟

مأمون گفت: از خود او اجازه بگیر.

یحیی از امام جواد علیه السلام اجازه گرفت. امام فرمود: هر چه می خواهی بپرس.

یحیی گفت: درباره شخصی که مُحْرِم بوده و در آن حال حیوانی را شکار کرده است، چه می گویید؟ (یکی از اعمالی که برای اشخاص در حال احرام، در جریان اعمال حج یا عمره حرام است شکار کردن است. در میان احکام فقهی، احکام حج، پیچیدگی خاصی دارد، از این رو افرادی مثل یحیی بن اکثم، از میان مسائل مختلف، احکام حج را مطرح می کردند تا به پندار خود، امام را در بن بست علمی قرار دهند!)

امام جواد علیه السلام فرمود:




ادامه مطلب

امشب بر دامن پاک خیزران ‌ستاره می‌بارد و بر لبان پر مهر رضا علیه السلام لبخند رضایت میهمان می‌شود.

خوشا به حال اهل زمین که خداوند به یمن چشمان منتظر ثامن‌الحجج، دلهایشان را میزبان قدم‌های پربرکت حجتی دیگر ساخته است.

 

امـام الهـدى یــا جـــوادالائمــه

ولـی خـدا یـا جـــواد الائــمـه

سپهر کرم، ابـر رحـمت، یمّ جود

مــحیـط سـا یــا جـوادالائـمـه

سماوایتان راست مدح تو بر لب

به صبح و مسا یا جواد الائمه

 

چه مولود مبارکى! پدرش اسوه کرامت و عالم آل محمد صلی الله علیه و آله و مادرش بانوی جلیله‌ای که پیامبر خدا بر او درود فرستاده است. مبارک باد بر محبان خاندان ولا، میلاد پربرکت حجت نهم، مظهر طهارت و تقوا،‌پیشوای جود و سخا، حضرت جواد الائمه علیه السلام!

در کتاب‌های روایی نقل شده است که در شب ولادت امام محمدتقى، پدرش امام رضا علیهما السلام تا صبح کنار گهواره پسرش نشست و با او سخن گفت‌. گویا اسرار الهی را به گوش جان او می‌رساند.

همچنین در شأن فرزند یگانه‌اش فرمود:

حق‌تعالی به من فرزندی عطا کرده است که شبیه به موسی بن عمران است که دریاها را شکافت و نظیر عیسی بن مریم علی نبینا و آله و علیه السلام است که حق‌تعالی مادر او را مقدس گرداند و او را طاهر و مطهر آفرید.

رواست در چنین شب خجسته‌اى، به برکت قدوم دردانه علی‌بن‌موسی ‌الرضا علیهما السلام،‌ شاپرکهای احساس و تبریک را به آستان آفتابی پدرش روانه کنیم. بی‌شک دلی که در شادی اهل‌بیت شریک باشد،‌از بوستان پربرکت ولی نعمت خویش بی‌بهره نخواهد ماند.

 

رضـا گشتـه ثـنا خوانش

جهان در تحت فرمانش

همه جان‌ها به قربانش

عــزیــز جــان مـا آمــد

امام رضا علیه السلام در شأن فرزند یگانه‌اش فرمود: حق‌تعالی به من فرزندی عطا کرده است که شبیه به موسی بن عمران است که دریاها را شکافت و نظیر عیسی بن مریم علی نبینا و آله و علیه السلام است که حق‌تعالی مادر او را مقدس گرداند و او را طاهر و مطهر آفرید

در دوران کودکی به مقام امامت رسید؛ همچون یحیی علیه السلام که در کودکی به پیامبری برانگیخته شد و چون عیسی

امام جواد علیه السلام

علیه السلام که در گهواره لب به حکمت و انذار خلایق گشود. چنان از نور الهی سرشار بود که همگان را شیفته و مسحور خود می‌ساخت و چنان چشمه علم و کمال و بخشش و زهد در وجودش می‌جوشید، که دوست و دشمن را به اعتراف و تسلیم می‌کشاند.

ابن هجر هیثمی درباره امام جواد علیه السلام می‌گوید: «مأمون او را به دامادی انتخاب کرد؛ زیرا با وجود کمی سن از نظر علم و آگاهی و حلم، بر همه دانشمندان برتری داشت».

در سخاوت و جود، ‌چون آفتاب می‌درخشید، آن‌گونه که هرکس از ایشان درخواستی داشت، بی‌بهره و دست‌خالی بازنمی‌گشت.

با این‌همه فرمود: «عِزُّ الْمُؤمِنِ غِناهُ عَنِ النّاسِ؛ عزت مؤمن در بی‌نیازی او از مردم است».

 

مـنـم خــاک پــای جــــواد الائــمه

 

گـدایــم گـــدای جـــواد الائـمــه

 

زجودش چه گویم چه‌ها می‌کند او

 

هر آنچه بخواهی عطا می‌کند او

 

یقیـن حـاجتــت را روا می‌‌کنــد او

 

عـطا بر غنـی و گدا می‌کند او 1

 

 

از : فاطره ذبیح زاده

تنظیم: سیدسجاد جعفریان





برچسب ها :
ولادت امام جواد (ع) , 


چراغهای کم سوی زمان خاموش می شوند تا شاهد طلوع نهمین خورشید «امامت» باشند؛ خورشیدی که طلوع جمال بی مثالش را پیامبر صلی الله علیه و آله بشارت می دهد!

چراغ های کم سوی زمان را چگونه طاقت پرتوافشانی جمال اوست؛ جمال دلارایی که آسمان و زمین، محو نورافشانی اوست و مدینه را دیگربار عطر صلوات فرا گرفته است.

می آید موسی زمان، که فرعون های سیاه اندیشه عباسی، از معجزه «موسوی»اش، شگفت زده خواهند شد و با کمال خردسالی، عظمت نام تبارش را در سراسر هستی جار خواهند زد!

پیران قبیله، عاجز از درک مفاهیم بیانش خواهند شد و منطق علوی اش علیه السلام ، شگفتی ساز عرصه های دانش خواهد بود!

می آید عیسای زمان، که از انفاس سبحانی‌اش، مردگانِ جهل، به زندگانی جاویدِ معرفت خواهند رسید.

هرجا قدم بگذارد، از برکت گامهایش، زندگی جاری خواهد شد!

پدر، با نهایت شادمانی در آغوشش می گیرد و محو جمال نورانی‌اش می شود!

پس از سه روز لب به سخن می گشاید و با بلاغت هرچه تمام تر می فرماید:

اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلَّا اللّه و اَشْهَدُ اَنَّ محمداً رسول اللّه!

شهادت می دهم به یگانگی خداوند«جل جلاله».

شهادت می دهم به رسالت جدش حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله که خود مأمور به ادامه مکتب اوست و ادامه ولایتِ تبار آسمانی اش!

اوست وارث امانت پیامبر صلی الله علیه و آله !

اوست وارث عدالت علی علیه السلام !

اوست وارث کرامت حسن علیه السلام !

اوست وارث شجاعت حسین علیه السلام !

اوست وارث عبادت سجاد علیه السلام !

اوست وارث علم باقر علیه السلام !

اوست وارث صداقت صادق علیه السلام !

اوست وارث صبر کاظم علیه السلام !

و...

 

از: سید علی اصغر موسوی

تنظبم: سید سجاد جعفریان





برچسب ها :
ولادت امام جواد , 


ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو